Free Web Hosting Provider - Web Hosting - E-commerce - High Speed Internet - Free Web Page
Search the Web

 

                        خانه             آرشيو خبرها            آرشيو مقالات              ارتباط با ما

هنر و موسيقي

                                                    * بهنــام سليـمي

 

مقدمه سايت پاوه و هه‌ورامان :

نوشته حاضر توسط برادر گرامي جناب‌آقاي سليمي از فرهنگيان موفق و خوش‌نام شهر پاوه  كه مدتي نيز توفيق شاگردي ايشان را داشته و از محضرشان كسب فيض نموده‌ام ، نگاشته شده است ، و ايشان لطف فرموده و آنرا براي ما ارسال نمودند ، نظربه اينكه يكي از بحثهاي مناقشه‌اي در جامعه‌ي امروز ما همين بحث موسيقي و به طور كلي هنر است ، بسيار زيبنده دانستم ضمن سپاس و امتنان فراوان از جناب‌آقاي سليمي ، عين مطلب ايشان را جهت استفاده عموم در سايت قرار دهم .

.... سايت پاوه هه‌ورامان ضمن استقبال از نظرات و ديدگاههاي  دوستان گرامي در زمينه‌هاي مختلف  برخود مي بالد كه قلم‌هاي رنگين فرهنگيان عزيز زينت بخش صفحاتش باشد.

****************************************************

زيبادوستي در تقسيمات ابعاد فطرت انسان قرار مي گيرد يعني گرايش به زيبايي در همه دوران ها همراه با انسان بوده است آثار بدست آمده از شيوه زندگي كهن   اين موضــوع را اثبـات مي نمايد بعنـوان مثــال آثار و نقاشيــهاي روي ديوار غارها ، كشف زيورآلات مربوط به دوران مختلف ،كنده كاريهاي روي اجســام مختلف حتي روي دسته ي شمشيــرها ،كشف كرم آرايشي در كنار جسد موميايي شده زني مربوط به دو يا سه هزار سال پيش و

زيباييها را مي توان به دو دسته تقسيم نمود:

     الف ( زيبايي حسي كه شامل تمام زيباييهايي خواهد بود كه با حواس پنجگانه قابل درك هستند مثل نقاشي ،خط،موسيقي

     ب ( زيبايي معنوي كه كمالات روحي و اخلاقي را در بر مي گيرد يعني تبلوري از زيباييــها در اخلاق و كردار افراد

       هنـــــــر يكي از زيباييهاي جهـــان است و به تعبير دكتـــر شريعتـــي هنــــــر ادامـــه خلقت خداوند بر زمين است .

        هنـرمند به كسي مي گويند كه از واقعيتهاي بيروني متاثر مي شود و اين امــر را با عواطف و آرزوها و خواستهاي خود درمي آميزد و اثري پديد مي آورد كه آنرا هنــر مي گويند. به تعبيري هنرمند با زبان كيفـي (عاطفي و احساسي)بيانگر واقعيتها مي گردد .هنـر هنرمند هميشه بعنوان يك امر كليدي توانسته است و مي تواند به عنوان يك ابزار قدرتمند و فرهنگـسـاز كارايي بسيار داشته باشد اما به شرط داشتن پشتوانه اي از انديشه ي پاك و ناب تا كژ راهه نرود مثل بيان يك اعتقـــاد و انديشه و حتي ديدگاه اعتراضي در قالب يك اثر نقاشي و كاريكاتور كه ممكن است تاثير آن بيشتر از دهها صفحه كتاب باشد.

       هنر مي تواند عظمت يك انديشه را متجلي نمايد مثلا هنر معماري در دوران شكوهمند تمدن اسلامي معرف عظمت تمدن اسلامي در دنيا شد. كتاب هنر اسلامي نوشته "پروفسور ارنست كونل"به اين هنر اشاره مي كند اين كتاب  هنــراسلامي را در دوره ي نخست (دوران امويان و عباسيان) و در دوره ي قرون وسطي (  دوران فاطميان و سلجوقيان و ايراني مغـولي و مملوكان و سبك مغربي) و دوره ي جديد (صفويه در ايران و سبك مغولي در هند و سبك عثماني) مورد بحث قرار مي دهد هنر حاصله در هر دوره آينه تمام نما از شكوه تمدن اسلامي مي باشد.

       شقوق مختلفــي را مي توان براي هنــــــر در نظـــر گرفت  كه "موسيــقي " يكي از آنهاست.

        گوينــد  :اصل موسيقي، "موسيكي" و يوناني بوده است و جزئي از "فلســفه نظــري" و "علــوم عاليــه" مي باشد.

        دكتر محمد معين در فرهنگ خود موسيقي را اينگونه تعريف مي نمايد: "موسيقي فن تركيب اصوات است به نحوي كه به گوش خوشايند باشد او مي گويد مولانا در شعر ماهر بوده و در علم ادوار و موسيقي كامل و نادر ".

         ايرانيان در دوره ي باستان براي موسيقي خط داشته اند 365 حرف علامت كه با آن مي توانستند همه گونه اصوات را ثبت كنند.

       افلاطون مي گويد:  نغمــه و وزن موسيقي تأثير فوق العــاده اي در روح انسـان دارد و اگر درست بكار رود مي تواند زيبايي را در رؤياهاي روح جايگزين كند.

        ارسطـو موسيقـي را از شعـب رياضـي محسـوب داشتـه و فيلسوفان اسلامي هم آنرا پذيرفته اند اما موسيقي را  به علت دخالت ذوق و  قريحه در آن  "هنـــــر " ناميده اند .

        واكنر مي گويد:  موسيقــي از عاليترين هنــرهاست كه بي مطالب ، نامعـلوم و نفهميدني را براي ما توضيح مي دهد ،تفسير مي كند و ما را به عالمي كه هنوز براي انسان مجهول است رهبري مي كند         بتهون مي گويد:  موسيقي از فكر تراوش مي كند وبر قلب مي نشيند .

        دولاكروا مي گويد:  موسيقي احساسات را صدادار مي كند.

        مارتين لوتر مي گويد:  موسيقي نوعي ديسيپلين و وسيله ايجاد نظم و حس مشترك است موسيقي قادر است آدميان را مهربانتر و اخلاقي تر و معقولتر نمايد.

         دورباخ مي گويد:  موسيقي گرد وخاك زندگي روزانه را از روان و روح آدمي مي زدايد.

         هنــر موسيقي مي تواند قلب و روح بشــر را با سر پنجــــه قوي خود متـحـول كند طپش قلب را تحت تأثير قرار بدهد پس موسيقي تأثير گذار است .

حال ببينيم موسيقي در دوران گذشته چه نقشي داشته است؟

       مي توان سه رويكرد را از آن دوران براي موسيقي در نظر گرفت:

الف)  رويكرد طبــي به موسيقي

ب) رويكرد مذهبــي به موسيقي

ج)  رويكرد ي در جهت شادي به موسيقي

 

       رويكرد طبــي به موسيقي

       به علت تأثير نوا در روح انساني دردهاي جسمي و ناراحتيهاي روحي را با آن درمــان مي كردند . گوينــــد:  مدرسه اخلاق يونان با آهنگي مخصوص به تصفيه اخلاق مي پرداختند و مـــردم ضعيف النفس را با آهنگي مهيج قويــدل مي كردند  و نااميـــدان را اميدوار و آدمكشــان را نيك سرشت . اين اطبا طبيعت شناساني ماهــر بودند طبيعت مردمـان را در مي يافتند و مطابق با آن مـــزاج  معجــوني مركب از زير و بم ، ناله و فرياد مي ساختند و در كام روح مريض مي ريختند و در نتيجه بهـبودي مي يافت .

          مثلا حصبــه با "نــي" درمان مي شد اما بيمار مبتلا به   خفقان با شنيدن  ني بيماريش بدتر مي شـــد يا "طبــل" را براي دفع قولنج بكار مي بردند .

          بالاخره مي توان به علت تفاوت مـــزاج مردم در هر محدوده جغرافيايي تمايل آنان را به انواع  موسيـقــــي مختلف دانست با اين تعبير مي توان گفت موسيقــي شــرقي با موسيقــي غربــي متفاوت است و موسيقـي غـــربي دلنشيــن شــرقيــان نبــوده است بر اساس عقــايد شــرقيــــان موسيقــي جــوهـــري الهــي و روحــانــي دارد.

          گويند :اگر آهنگها را بي موقع و بي جا و بدون شرايط روحي نواخت روح  غيــر منظــم مي گردد و چه بسا به نوعي جنــون دچار  شده  يا به زندگي بي اعتنا گشته ويا كژراهه رود  مخصوصا اگر  اشعاري نا مطلوب در كنــار آهنگ باشد جنون بيشتر ، روح نااميدي زيادتر و انحراف اخلاقي  فراوان تر  مي گردد.

در نتيجه اين رويكرد موسيقي را داروي حكيـــــم در جهت درمان جسم  و روح مي داند.

رويكرد مذهبــي به موسيقــي

       در ايران باستــان موسيقــي بستــري حمــاســي داشتــه است و در نيايشها هم بكار رفته است . اوستــا كتاب زرتشت دو نسخــه ي اصلـي داشتـــه كه يكي بوسيلــه "اسكنــدر " در آتش كاخ سلطنتــي پارس سوخت و ديگري را يونانيان بعداز تخليـــه خواسته هاي خود سوزاندند كهــن ترين قسمت آن "گاتــها" است كه از خود زرتشت مي باشد كه هنگام نيايش اهورامزدا آنرا به آهنگ و آواز مي خواندند.

            و در طول تاريخ سماع به صورت گروهي و يا فردي و بهمراه نواهايي كه غالبا با آلات موسيقي سنتي و به ويژه با «دف» نواخته مي شود انجام مي گرفته است .سماع با رعايت آداب و رسوم و تشريفات خاص كه از هشتصد سال پيش تا كنون بين مريدان و دوستداران شمس ، مولانا،شيخ عبدالقادر گيلاني و معمول بوده است انجام مي شود.

 

رويكرد  در جهت شادي به موسيقي

       قديمي ترين و اساسي ترين نمونه آلات موسيقي سازهاي ضربـه اي يا كوبـه اي هستندكه "دف "يكي از آنهاست بر اساس ادبيات ايران  باستان مراسم جشن نوروز و تحويل سال توسط نواي دف همراهي مي شده است .

  البته در دوران اسلامي هم براي ابراز شاديها از آلات موسيقي هم استفاده شده است مثلا در استقبال از رسول اكرم (ص (گام ورودشان به مدينه مسلمانان بر دف زده و نداي « طلع البدر علينا » سر دادند.

 

    نتيجــــه

رويكــردهـــاي منتــج در گذشته در جهت " تعـــالي مقــام انســاني "و  "شفــاي جسمــي و روحــي بشـــر "و"  طراوت مـــزاج" او بوده است .

      امــا متأسفــانه حاصل ما امروز از موسيقي در سطح قابل ملاحظه اي از جامعه دو چيز است:

الف) ايجــاد هيجــانات كاذب

ب) القــاي مفــاهيــم ضــد ارزشــي

      ايجاد هيجانات كاذب در بعضي از  موسيقيها در دنياي امروز حالت تعادل روحي را از بسياري از جوانان  سلب كرده است و باعث نا هنجاريهاي فراواني در رفتار ها وكردار آنان شده است.  مخصوصا استفاده از موسيقي هاي «خطي» و «بدون مكث» در بعضي از مجالس لهو و لعب كه  بر اساس گفته روانشناسان متخصص نظام طبيعي گردش خون و روان را بر هم مي زند و بروز حركات غير طبيعي را باعث مي گردد كه خود زمينه ساز فساد اخلاقي مي باشد ...

       القــاي مفاهيمي شهواني هم  در  آهنگها وترانه ها انديشه ي جوانان را فلـج نموده و آنان را در اســـارت كامل هواهـــاي نفساني قرار مي دهد.  

جوانان مي پرسند تكليف ما و موسيقي چيست؟

          عرض مي كنيم خود را تعريف كنيد تا بتوانيم بر اساس آن ، موسيقــي متناسب با شمارا معرفـــي نماييـم يعنــي اين عزيـــز بايد روشن نمايد كه مي خواهد ارزشها را پاس بدارد و با سلامتــي نفس زندگـي كند يا نه ؟ يقينا روي سخن ما با كساني خواهد بود كه مي خواهند ارزشـــها را پاس بدارند و حرمت ها را حفــظ نمايند وگرنه كسانـــي كه مي خواهند لشكــر غــرايز نفســـاني باشند و بدون تفــكر و خــــردورزي به ارضاي امور غريزي بپردازندوضعشان مشخص و معلــوم است تا ميزانـي ارزشــي در درون آنها ايجاد نگردد انتظارات از آنها بي مورد است چگونه مي توان به كسي امر ونهي نمود در حالي كه او به پايه واسـاس اين امر ونهي باوري ندارد . اما كساني كه مي خواهند با انديشه و تفـــكري ارزشي زندگي نماينـد و متنـــعم از موسيقــــي هم بشوند مي گوييم همانطور كه جسممان را پاس مي داريم (مثلا ميوه نشستــه را  نمي خوريم(  روح را هم نبايد با سمــــوم روحي آزرد چرا كه استفاده غير اصولي و غير منطقـــي و هوس مدارانه  از  موسيقي به مثابه استفاده از سمـــوم روحــي مي باشد .بعضيها مي گويند موسيقي هاي بد وخوب را مي شنويـم و براي ما مهـم نيست ! حداقل چيــزي كه مي توان در اين مورد گفت اين است كه : هميـنكه در مقابل شنيدن اين نوع موسيقيها خنثي شده ايد خود نشان دهنده از دست دادن معيار تشخيص خوبيها از بدييها است .

 

  پيشنــهاد :

1) در مورد موسيقــي مطلق گويي نشود چه در جهت حرمت و چه در جهت حلال نمودن .

2)  پرهيـــز از هر گونه افراط وتفريط چرا كه در عبـــادت هم افــراط و تفريــط مقبــول نيست .

3)  به اندازه مناسب و با گزينش صحيح به موسيقي بهــا داد .

4) گروههـــا ي سنتـــي و محـــلي سالـــم را تقويت نمـــود.

5)  از موسيقيهايي كه شخصيت انســاني مخصوصا زنان را زير ســــؤال مي برد و تنهـــا چهــره اي نفســـاني و غريزي از زن  ترسيــم مي كنــد پرهيز نمود.كه اين رويكرد منفي  به ساحت مقدس زن مي تواند بسيار خطرناك باشد .

 

* كارشناس ارشد تاريخ وتمدن ملل اسلامي

                                                                          

                                        نظر شما درباره اين مطلب                                             بازگشت